تبليغاتX
PNUBOYS

PNUBOYS

وبلاگ بر و بچز مهندسی کامپیوتر دانشگاه پیام نور اراک (ورودی1384)

طالع بینی دانشجویی

آخرین باری که وبلاگ رو آپ کردم ۲۷۸ روز پيش بود !... عین برق و باد میگذره حالا سال چهارمی هستم  ..... ناگهان چه زود ...!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط aryanboy  | 

سعید بازمی گردد !

 

و اینک برگشته ام پس از ۳۲۵ روز که از آخرین آپدیت می گذره ...! (و در این مدت چه سوتی های نابی را از بچه ها که ثبت نکردم...! ) 

برگشته ام تا این بار سوتی خودم را به رختان بکشم:

تا امروز زیر عنوان وبلاگ (pnuboys) کلمه ی دانشگاه را "داشگاه" تایپ کرده بودم و البته سوتی شما هم هست که متوجه نشده بودید تا امشب که خودم اتفاقی متوجه شدم !

باز خواهم گشت ) اگه خوب استقبال کنید انشالله ۳۲۵ روز دیگر!!! (

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 2:54 قبل از ظهر  توسط aryanboy  | 

این سوتی ها را بخونین تا ببینین سوتی های حمید و سلمان پیش اینا چیزی نیست !!!

شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه  كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.

برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.

ليست سوالات به شرح زير است:

 

1  كاربر : كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (ANY KEYS) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه ANY را روي كي بوردم پيدا كنم.

2  كاربر : من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.

3  كاربر : من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.

4  كاربر : اينترنت من كار نمي كند؟

مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟

 كاربر : نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

5  كاربر : پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.

مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟

 كاربر : نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده

 6 مشاور: لطفا روي MY COMPUTER (كامپيوتر من) كليك كنيد.

 كاربر : من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.

7  كاربر : ماوس پد من سيم ندارد!

مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.

 كاربر : پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني بصورت بي سيم کار مي کند؟

در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

*

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم

مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟

مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده

مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...

مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

*

مرکز : روي آيکن MY COMPUTER در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

*

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت کنم.

مرکز : ميشه لطفاً روي START کليک کنيد و...

مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

*

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

*

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري : نه.

*

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟

مشتري : يه خرس TEDDY که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.

*

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.

مشتري : کار نمي کنه.

مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

*

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري : باشه.

مرکز : کيبورد با شما اومد؟

مشتري : بله

مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!

*

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک A مثل APPLE، و حرف بزرگ V مثل VICTOR، و عدد 7 هست.

مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

*

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري : پنج تا ستاره.

*

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟

مشتري : NETSCAPE

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.

مشتري : اوه، ببخشيد... INTERNET EXPLORER

*

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک SCREENSAVER روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

*

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟

مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم.

ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري : من داشتم توي WORD کار مي کردم و دکمه HELP رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

*

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري : خوب، من حرف A رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 

منبع : جام جم آنلاين

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط aryanboy  | 

روابط در دانشگاه :

 

 

 

۱- روابط دانشجو با استاد -2 روابط دانشجو با دانشجو -3 روابط استاد با دانشجو -4 روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:

 -1 دانشجو خود شيريني مي کند به هدف نمره.

 -2 دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.و.... معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:

-1دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.

-2دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را  نمي توان به قلم آورد.(دانشگاه قزوين)

-3نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند. معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند

*****

روابط دانشجو با دانشجو

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره !

ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب :

-1 روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري(دختره دل تو دلش نيس)

-2 روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي

-3روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها(دختره:بابا شمارتو بده جزوه سيخي چند)

-4روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريح!

-5روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم؟!

 

-6روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!

-7 روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...چي بگم والا

*****

روابط استاد با دانشجو

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:

-1 استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.

-2 استاد هم مجرد است هم شکارچي!(يه چي تو مايه هايه امير حجواني)

-3 استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر: اتفاقات تکراري است.

ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر: استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند

*****

روابط کارمندان با دانشجو و بالعكس معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. (دخترا با وعده وعيد كارا رو درست مي كنه!)

منبع: مارشال مدرن

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط aryanboy  | 

دگردیسی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط aryanboy  | 

ابر انسانی به نام محمد.ک

 

محمد .ک مرد همیشه در صحنه ی دانشگاه با حضور نمادین خود در کلاس ریاضی دو در روز داربی پرسپولیس – استقلال یکبار دیگر ثابت کرد که یک ابَرانسان است.
اگر چه سایت رسمی وی اعلام کرده است که محمد.ک تنها یک ساعت در کلاس ریاضی دو حضور داشته اما نتیجه تحقیقات جاسوسین ما بیانگر این مطلب است که ایشان تا آخرین ثانیه ها در کلاس حضور پر شور داشته ودائما به استاد گیر سه پیچ می داده و در نهایت استاد با گفتن جمله ی "جون مادرت بی خیال می خوام برم ببینم بازی چند چند شده ! " از شر سوالهای پی درپی او راحت شده است !!!
دانشمندان در توجیه این پدیده نادر اعلام کردند محمد.ک احتمالا آخرین نمونه ی بازمانده از نسل دانشجویان منضبط و علم دوست است که در جهت جلوگیری از انقراض این گونه ی عجیب به همکاری تمام نهاد ها و سازمان ها نیازمندیم !!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط aryanboy  | 

یکی از جدید ترین جملات قصار مولانا سلمان.ق

برنامه ای بنویسید که یک عدد را گرفته و آن را با هم جمع کند !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط aryanboy  |